کلیات پایان نامه (تحلیل زنجیره ارزش صنایع فراوری سیب زمینی استان اردبیل)
1-1- مقدمه
تجزیه و تحلیل فعالیت ها درجهت شناخت نقاط قوت و ضعف داخلي بنگاه تنظيم شده است. در واقع هدف آن اين است كه مشخص كند چه چيزي موجب قوت استراتژيك بنگاه ميشود و چه چيزي از دستيابي به آن جلوگيري ميكند؟ اين روش را ميتوان چه در داخل شركت و يا در طول زنجيره ارزش آن چه در طرف تامين و چه در طرف توزيع مورد استفاده قرار داد. هدف اصلي اين است كه تقاضاي مشتري را برآورده سازيم. بنابراين چالش اصلي پيداكردن نقاط كوري است كه در آن نقاط ارزش ايجاد نميشود. اين نقاط ميتواند يك ماشين و يا يك فرآيند ضعيف باشد.]1[
در اين روش، سريعاً نقاطي كه بايد تغيير تکنولوژیکی در آن صورت گيرد مشخص ميشود. اين روش بر اساس اين ايده طراحي شده كه بنگاه مجموعهاي از فعاليتها را در برميگيرد و هر كدام از اين فعاليتها مقداري به ارزش كالا و يا خدمتي كه ميخواهد ارائه شود در طول زنجيره ارزش ميافزايد. یعنی در هر مرحله از جريان ارزش، مقداري ارزش، افزوده ميشود. البته نبايد فراموش كرد در اين فرآيند مقداري هزینه مستقیم و هزینه بالاسری نيز ايجاد ميشود. در عين حال در حین تولید مقداري ضايعات نيز ايجاد ميشود كه منجر به افزايش هزينه و زمان توليد و خدمت می گردد. براي مثال اگر كالاي نيمهتمام براي نهاييشدن بايد در صف انتظار بماند هزينه ايجاد ميشود و زمان از دست ميرود.]1[
اين روش ميتواند منحصر به بنگاه نباشد و كليه زنجيره تامين را نیز در برگیرد و به زنجيره توزيع نيز گسترش یابد. هدف از اين قسمت نيز اين است كه چه در قسمت تامين و چه در قسمت توزيع نقاط ضعف تکنولوژیک بنگاهها مشخص شود و در جهت ايجاد مزيت رقابتي اين تنگناها از بين برود. اين رويكرد از يك سو به موارد مربوط به مهندسي مجدد فرآيندها و از سوي ديگر به پديده و فلسفه توليد ناب مرتبط ميشود. مفهوم بنگاه ناب اين است كه آنچه را كه از ناب بودن يك بنگاه ميكاهد حذف كنيم. روش تجزيهوتحليل فعالیت ها ابزاري كليدي در جهت توسعه اين قبيل بنگاهها است. .]15[
1-2- بیان مساله
شاید بتوان گفت آنچه امروزه بیش از هر چیز دیگر در رابطه با مؤسسات تجاری و انتفاعی نمود پیدا کرده است، توجه به هزینههای مختلف بنگاه و یا به تعبیری دقیقتر، مدیریت بر هزینههای مؤسسه است. در شرایط کنونی مؤسسات مختلف جهت تأمین بقای خود حتی باید نسبت به مقایسه هزینههایشان با سایر رقبای بالفعل نیز آگاهی داشته باشند و فعالانه وارد عمل شوند. علیرغم اینکه هر بنگاهی بر اساس روشها و رویههای سنتی مختص به خود به تفسیر و بازنگری هزینههای خود در جهت حفظ هزینه در پایین ترین سطح و امکانسنجی و چگونگی تغییر آنها میپردازد، به اعتقاد مایکل پورتر[1] آنچه پاسخگوی این نیاز فراگیر است چیزی جز تحلیل هزینه[2] نیست. تحلیل در هزینهیابی گامی است فراتر از وضعیت موجود و روندی مؤثر برای مقایسه هزینههای داخلی شرکت با هزینه های داخلی سایر رقبا است. عموما کسب و کار هر مؤسسهای شامل یکسری فعالیتها مانند طراحی، تولید، بازاریابی، تحویل و خدمات پس از فروش است که هر یک به نوعی هزینههای مجموعه را افزایش میدهند. در این میان وظیفه اصلی تحلیلگر راهبردی هزینه، مقایسه هزینه فعالیتهای مختل موسسه با هزینههای مشابه رقبای کلیدی و نیز فراگیری این نکته است که چه اموری منبع هزینههای رقابتی و چه اموری عامل هزینههای غیر رقابتی هستند. موضوع حائز اهمیت دیگر وضعیت هزینههای شرکت است که در توضیح آن باید گفت: رابطه وضعیت یک شرکت، تابعی از چگونگی هزینه مجموع فعالیتهای مرتبط با عملکرد کاری شرکت در مقایسه با مجموع هزینه فعالیتهای انجام شده توسط سایر رقباست.]17[
تحلیل زنجیره ارزش[3] در متداولترین کاربردش، یک مدیریت استراتژیک یا وسیله حسابداری قیمت تمام شده است که برای تشخیص مزیت رقابتی[4] یک شرکت و بالا بردن آن مزیت به کار می رود. تحلیل زنجیره ارزش این کار را از طریق تجزیه فعالیتهای استراتژیک شرکت (فعالیتهای ارزشی )، بررسی هزینه های آنها و تسهیل و هماهنگی ارتباطات آنها در میان زنجیره ارزش انجام میدهد.]15[
از دیدگاه مایکل پورتر بهترین راه برای توصیف نوع فعالیتی که شرکت انجام می دهد این است که آنرا بر حسب یک زنجیره ارزش وصف نمود و بر این اساس باید کل هزینه همه فعالیتهایی را که شرکت برای تولید و عرضه یک محصول یا خدمت به مصرف می رساند از کل درآمد کم کرد تا ارزش به دست آید. همه شرکتها یا شرکتهایی که در یک صنعت خاص مشغول به فعالیت هستند دارای یک زنجیره ارزش مشابه می باشند که در بر گیرنده فعالیتهایی است که در راه به دست آوردن مواد اولیه، طراحی محصول، ساختن تشکیلات و واحدهای تولیدی، بستن قراردادها و ارائه خدمات به مشتریان انجام می دهند. تا زمانی که کل درآمدها از کل هزینه های مربوط به تولید و ارائه خدمات و محصولات بیشتر شود، شرکت سودآور خواهد بود. شرکتها نه تنها باید در راه درک ارزش زنجیره عملیات خود کوشش کنند، بلکه باید تلاش کنند زنجیره ارزش شرکتهای رقیب، زنجیره ارزش عرضه کنندگان مواد اولیه و همچنین زنجیره ارزش توزیع کنندگان محصولات را نیز درک نمایند. پورتر بین مراحل مختلف فرآیند عرضه (تدارکات ورودی، عملیات تولید، تدارکات خروجی، بازاریابی و فروش و خدمات پس از فروش )، تبدیل مواد ورودی به محصولات و خدمات پشتیبانی لازم برای به انجام رساندن کار (زیر ساخت شرکت، مدیریت منابع انسانی، توسعه تکنولوژی و تهیه و تدارکات ) تمایز قائل می شود. ]16[
1-3- مدل پورتر و ابعاد آن
شکل 1-1 زنجیره ارزش کلی پورتر و تمامی فعالیتهای یک شرکت را در رسیدن به یک سود حاشیه ای نشان می دهد. نیازی نیست که این فعالیتها حتماً در داخل یک حلقه در زنجیره ارزش بکار برده شوند، بلکه ممکن است توسط سایر حلقه ها هم فراهم شوند (مانند تأمین منابع از خارج شرکت ).
همانگونه که اشاره شد، پورتر فعالیتهای یک شرکت را به دو دسته اصلی تقسیم می کند.آن دسته از فعالیتهایی که مربوط به فرآیند عرضه محصول هستند را فعالیتهای اصلی[1] و فعالیتهایی که منجر به تبدیل مواد ورودی به محصول و پشتیبانی از آنها جهت انجام کار میشوند را فعالیتهای پشتیبان[2] می نامد.]16[
1-1- تعاریف مفاهیم
1-4-1- ارزش[3]
ارزش چیست؟همه ما این جمله را استفاده می کنیم و همه روزه بطور مستمر بکار می گیریم.این جمله تحت معانی مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. به نظر می رسد همه با این مفهوم آشنا باشند ولی اغلب نمی توانند آن را بطور روشن و شفاف تعریف کنند.
این جمله به طرق مختلفی هم مورد استفاده قرار می گیرد وبنابراین معانی مختلفی از آن می توان استنباط نمود. در فرهنگ لغات معانی مختلفی از قبیل: بها، اعتبار، کارآیی، تعالی و یا آنچه که منجر به یک چیز مطلوب یا مفید می گردد و مانند اینها برای ارزش تعریف شده است.
از آنجا که ارزش از یک طرف یک کیفیت ذهنی مانند ظاهر، شکل، سبک و غیره است که توسط احساسات تعیین می گردد و از طرفی یک کیفیت واقعی است مانند عمر، عملکرد، قابلیت اطمینان، سبک وزنی و غیره است که از طریق خواص و مشخصات تعیین می گردد در نتیجه مفهومی است که براحتی قابل تعریف نمی باشد.
ارزش از طریق مقایسه تعیین می گردد. "اینکه چیزی دارای قیمت باشد، باید استفاده برساند و نوعی از خواست و نیاز را جامه عمل بپوشاند. بعلاوه باید بدست آوردن ، مالکیت و یا دسترسی به آن هم ساده نباشد. تفاوت بین بها، یعنی مقبولیتی که محصول از دید مشتری دارد و قیمت یعنی مبلغی که مشتری بابت محصول می پردازد، معیار ارزش برای مشتری است ".]15[
مشتریان مختلف اشیای متفاوتی را تقاضا می کنند. یعنی ارزش برای بسیاری از مردم به معنی خیلی چیزها خواهد بود. برای مثال در مورد بازار خودرو، افرادی برای امرار معاش و احتیاجات شخصی خرید می کنند، کسانی که در مفهوم زیبایی دقت می کنند و کسانی که بهترین محصول را در مقابل پولی که پرداخت می کنند می خواهند اینها همگی ارزش های متفاوتی را در نظر دارند.
روش سنتی در رسیدن به نتایج مطلوب بدین صورت است که مسئولیتهای مشخص را به افراد حرفه ای و متخصص واگذار کنیم نظیر فروش، تولید، مواد خام، مالی، نیروی انسانی و غیره. در این صورت هر متخصص و بخش مربوط به آن سعی می کند مسایل مورد نظر خود را مطالعه و تحلیل نماید تا به بهترین روش به اهداف عملی خود برسد. برای مثال طراح سعی می کند بر حسب نوع مواد، دقت ساخت، عملکرد و قابلیت اطمینان بهترین رویه را ارائه دهد. در این صورت طراح ممکن است محصولات را سنگین تر از حد معمول و در نتیجه با هزینه بیشتر طراحی نماید. طرح پیشنهادی ممکن است فراتر از قابلیت تجهیزات موجود و فرآیندهای ساخت باشد. مدیر تولید اهداف خود را به گونه ای تعریف می کند که بالاترین بازده را به خود اختصاص می دهد و برای این منظور از ترکیب مواد، افراد و تجهیزات برای رسیدن به این هدف استفاده می کند. او کوشش می کند طرح ها با منابع موجود تطبیق داشته باشند. او علاقه مند به مدل های کمتر، تولید بیشتر و با حداقل مشکلات می باشد.او علاقه مند به بالابردن بازده ولی نه لزوماً با ترکیب و هزینه بهینه برای تولید خواهد بود. مدیر تدارکات، کار خود را این می داند که بهترین مواد را با هزینه کمتر و از بهترین تهیه کننده بدست آورد. او تمایلی به خرید مواد از فروشندگانی که احیاناً شناخته شده نیستند ولی همان مواد را تحویل میدهند ندارد. او دوست دارد سفارش زیاد بدهد تا تخفیف بیشتری را نصیب خود سازد و در عین حال مشکل جایگزینی کمتری داشته باشد. مدیر مالی به گونه ای نگاه می کند تا به هر وسیله ممکن اختلاف بین درآمد حاصل از فروش و هزینه پرداخت شده بالا باشد. این مدیر علاقه مند به انبار کردن محصول نیست. مدیر موسسه ممکن است برگشت سرمایه بالایی را انتظار داشته باشد . تمرکز این افراد روی سود بیشتر است . مدیران فروش به دنبال فروش بیشتر از محصولاتی هستند که مشتری حاضر به پرداخت وجه نقد برای آنها می باشد. این مدیران برای فروش بیشتر قول تخفیف می دهند. این مدیران تحویل کالا به مشتری را بدون توجه به اینکه اینکار چه اثراتی بر تولید و هزینه ها و یا زمان بندی تولید و نیز کیفیت تولید می گذارد، دنبال می کنند. این دسته از مدیران صرفاً به دنبال انجام تعهدات خود هستند.
بنابراین از نظر سنتی هر بخش سعی می کند با تلاش و با دیدی نیمه خوشبینانه اهداف خود را عملی سازد.
هر کدام از این اهداف عملی اثر جدی بر تقاضای مواد، نیروی کار و هزینه ها و منابع دارد. در عمل پیشروی برای رسیدن به یک هدف، دسترسی به دیگر اهداف را با مشکل مواجه می سازد. از این رو تمرکز و کوشش جدی برای رسیدن به هدف یک بخش روی عملکرد کل سیستم اثر منفی به بار خواهد آورد. بنابراین مجموع کوشش های جمعی لزوماً برای رسیدن به توقعات سازمان (و در نهایت به ارزشی که مشتری دنبال آن است ) کمکی نخواهد کرد. ارزشی که مشتری دنبال آن است بصورت "بهترین خریدی که با پول می شود انجام داد "و یا حداقل پولی است که برای یک محصول در مکان، زمان و کیفیت مطلوب پرداخت می شود. حقیقتاً داور نهایی محصول، مشتری[4] است. مشتری تنها کسی است که در مقابل پول صرف شده به دنبال ارزش مطلوب خود است (حداکثر ارزش در مقابل پول از دست داده است).
ارزش هم ممکن است تغییر یابد. یک جزء برای یک فرد ممکن است ارزش های متفاوتی داشته باشد و این بستگی به زمان، مکان، تقاضا، موجودیت جایگزینی فشارهای خارجی و غیره دارد.
چنانچه آقای «میلز»[5]معتقد است "یک محصول و یا خدمت زمانی دارای ارزش خوب است که آن محصول و یا خدمت دارای عملکرد و هزینه مناسب باشد."]15[
1-4-2- ارزش افزوده[6]
اگر نگاهي كلي و گذرا بر كتب اقتصاد كلان[7] داشته باشيم و بخواهيم كه ارزش افزوده را به زبان ساده بيان كنيم و از ورود به مباحث پيچيده مربوط به آن پرهيز كنيم، خواهيم ديد كه اقتصاددانان ارزش افزوده را چنين تعريف مي كنند: ارزش افزوده عبارت است از ما به التفاوت ستانده و داده. به عبارت ساده تر و در عمل ارزش افزوده يعني: فروش منهاي خريد
خرید - فروش = ارزش افزوده یا داده- ستانده= ارزش افزوده
در اقتصاد، تفاوت بین قیمت فروش و هزینههای تولید یک محصول، ارزش افزوده در هر واحد است. در مجموع ارزش هر واحد از تمام واحد فروخته شده، ارزش کل افزودهاست. ارزش کل، معادل درآمد خریدهای کمتر از خارج (مواد و خدمات) است. ارزش کل افزوده به هزینه کل کار (از جمله دستمزد، حقوق و منافع) به علاوه "پول نقد[8]" سود عملیاتی[9] (تعریف شده به عنوان سود عملیاتی به علاوه هزینه استهلاک، به عنوان مثال، سود عملیاتی قبل از استهلاک) بسیار نزدیک است. جزء اول (هزینه کل کار) بازگشت به کار است و جزء دوم (سود عملیاتی قبل از استهلاک) و بازگشت سرمایه (از جمله کالاهای سرمایه، زمین، و اموال دیگر) میباشد.]17[
1-4-3- زنجیره ارزش
زنجیره ارزش که توسط مایکل پورتر ابداع گردید مجموعه ای از عملیاتهایی است که در یک صنعت به صورت زنجیرگونه انجام می پذیرد تا به خلق ارزش منجر شود محصولات از حلقه های این زنجیره عبور می کنند و در هر حلقه ارزشی به محصول نهایی افزوده می گردد؛ باید دقت کرد تا زنجیره ارزش با هزینه یابی بر اساس فعالیت ها اشتباه نشود. به عبارت دیگر ،زنجیره ارزش عبارت است از کلیه فعالیتها و خدمات هدفدار عاملان اقتصادی که یک محصول یا خدمت از مفهوم مواد اولیه و طراحی تا مصرف نهایی، شامل فعالیتهایی چون طراحی، تولید ، بازاریابی، توزیع و پشتیبانی خدمات را طی می کند تا به دست مصرف کننده نهایی برسد اطلاق می شود .
به اعتقاد میکائیل پورتر، زنجیره ارزش، ابزاری توانمند در بازشناسی فرآیندها، فعالیت ها و عملیات گوناگون سازمان ها از طریق بررسی عواملی همچون طراحی و تولید، بازاریابی، تحویل، خدمات پس از فروش و غیره بوده و ابزاری مناسب در ارائه تحلیلی راهبردی بشمار می رود.]15[
1-4-4- تحلیل زنجیره ارزش
تحلیل زنجیره ارزش یک چارچوب مفهومی برای ترسیم و طبقه بندی فرایندهای اقتصادی می باشد. این چارچوب به ادراک این موضوع کمک می کند که چگونه شرکتها در فرایندهای اقتصادی قرار می گیرند. همچنین این چارچوب کمک می کند که فرصت های کسب و کار جدید و نقاط اهرمی ممکن برای راه حل های ارتقا درک شود.]15[روش کار بدین صورت است تمام فعالیت ها مربوطه به دو دسته کلی فعالیت های اصلی و فعالیت های پشتیبانی تقسیم می شود و تمام فعالیت ها از مرحله ایده و طراحی محصول تا مصرف نهایی و حتی خدمات پس از فروش مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و حتی جایگاه رقبا، ارگان ها و بنگاههای در گیر در این فرآیند چه در سطح منطقه و چه در سطح کشور و جهان تعیین می شود و با تحلیلی که انجام می شود نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدات (SWOT) صنعت، خدمات، روش و... تمام فعالیت ها شناسایی میشود و براساس آن استراتژی های لازم، راهکارها و پیشنهادات ارائه میگردد.
1-4-5- فعالیتهای اصلی[10] (ارزش افزا[11] )
انجام این فعالیتها سبب ارتقاء ارزش محصول و حرکت آن به سمت مشتری می شود]15[و شامل 5 نوع فعالیت کلی می باشد که این فعالیت ها نیز بسته به نوع محصول به فعالیت های جزئی تر قابل تقسیم هستند و به شرح زیر می باشند:
1- تدارکات ورودی[12]
2- عملیات تولید [13]
3- تدارکات خروجی[14]
4- بازاریابی و فروش[15]
5- خدمات پس از فروش[16]
1-4-6- فعالیتهای حمایتی (پشتیبان[17])
این فعالیتها حول فعالیتهای اصلی و برای آماده سازی شرایط اجرای آن ها انجام می شوند]15[ فعالیت های زیر مجموعه این فعالیت ها به چهار قسم تقسیم می شود که آنها هم با توجه به نوع محصول قابل تجزیه هستند:
1- تهیه و تدارکات[18]
2- توسعه تکنولوژی [19]
3- مدیریت منابع انسانی [20]
4- زیرساخت های شرکت [21]
1-4-7- حاشیه سود[22]
معمولاً صورت سود و زیان در پایان سال به فرم سنتی تهیه می شود، اما ایرادی که دارد اطلاعات دقیقی جهت تجزیه و تحلیل هزینه های مختلف اعم از ثابت و متغیر در اختیارمدیران قرار نمی دهد، از این رو اقدام به تهیه صورت سود و زیان به فرم حاشیه سودمی کنند .
خالص فروش[23] / سود پس از کسر مالیات = حاشیه سود
نسبت حاشیه سود نتیجه روابط متقابل سه عامل زیر است:
حجم فروش
سیاست قیمت گذاری
ساختار هزینه
نتیجه نهایی عملکرد یک شرکت یا بهتر بگوییم سود خالص آن، اولین معیاری است که بیشتر سرمایه گذاران در رابطه با سوددهی یک شرکت مد نظر قرار می دهندو توجه محض به عواید و سودهای خالص یک شرکت بسیار اغوا کننده می تواند باشد و همیشه تصویری دقیق از عملکرد شرکت ارائه نخواهد داد و تکیه بر این مقادیر به تنهایی می تواند عواقب بدی را به همراه داشته باشد. حاشیه ها به بیان ساده عوایدی هستند که به صورت نسبت یا درصدی از فروش شرکت بیان می شوند این درصد سرمایه گذاران را قادر می سازد که سوددهی شرکت ها را به مقایسه بگذارند که اعداد و ارقام بدست آمده ازصورت های مالی شرکت چنین توانایی را ندارند. ]19[
1-4-8 –زنجیره تامین[24]
تمام فعالیت های مورد نیاز برای ارائه محصول به مشتری نهایی یا تمام فعالیت های مرتبط با جریان و تبدیل کالا از مرحله ماده خام تا تحویل به مصرف کننده نهایی و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آنهاست که در دید کلی شامل سه حوزه تدارک، تولید و توزیع می شود.]19[
1-2- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق تحلیل زنجیره ارزش صنایع منتخب استان در شرکت شهرک های صنعتی استان اردبیل می باشد که تحلیل زنجیره ارزش صنایع فرآوری سیب زمینی به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است. اهداف فرعی این پایان نامه نیز عبارت است از:
1- بررسی وضعیت صنایع فرآوری سیب زمینی استان و شرایط محیطی آن
2- شناسایی حلقه های مفقود شده در زنجیره ارزش صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
3- تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
4- پیشنهاد استراتژی های لازم جهت افزایش مزیت های رقابتی این صنعت
از دیدگاه مدیریت مبتنی بر ارزش، چارچوب زنجیره ارزش منجر به ایجاد یک مزیت رقابتی نسبی می شود. چارچوب زنجیره ارزش می تواند به عنوان یکی از دوبعد در بیشینه نمودن خلق ارزش سازمان دیده شود. بعد دیگر زنجیره ارزش جذابیت صنعت/ بازار است که برای اندازه گیری آن مدل دیگر پورتر، یعنی مدل 5 نیروی رقابتی مورد استفاده قرار می گیرید.
1-3- محدوده مطالعاتی
با توجه به اهداف تعریف شده محدوده مطالعاتی در این تحقیق، تحلیل زنجیره ارزش صنایع فرآوری سیب زمینی در استان اردبیل می باشد و این محدوده با تغییر و جایگذاری اعداد و ارقام قابل تعمیم به صنایع کشوری می باشد. صنایع فرآوری سیب زمینی عبارت است تمام تکنولوژی های موجود جهت تولید مواد غذایی یا صنعتی که قابل استفاده در مصارف عمومی و صنعتی می باشد و دارای ارزش افزوده می باشد.
1-4- ضرورت انجام تحقیق
در صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل بین میزان تولید یک محصول و مصرف آن در حلقه های بعدی، هماهنگی وجود ندارد و به همین دلیل ممکن است سالانه میزان زیادی ارزش افزوده را از دست بدهیم. بنابراین بسیار ضروری است با شناسایی نقاط ضعف، قوت، فرصت ها و تهدیدهای استان اردبیل در این زمینه، جریان در هر حلقه را شناسایی وحلقه های از دست رفته در این زنجیره ارزش را نیز مشخص و تحلیل نماییم تا راهکارها، برنامه ها و طرح های مورد نیاز تهیه و به اجرا در آید.
1-5- سوال های اصلی تحقیق
سوالات اصلی تحقیق عبارت است از:
1- در حالیکه در حال حاضر حجم بسیاری از سیب زمینی تولیدی کشور با کمترین ارزش افزوده در حال صادرات است و از طرفی برخی محصولات فرآوری شده این ماده وارد کشور می شود چه حلقه یا حلقه های مفقوده ای در این زنجیره وجود دارد؟
2- حلقه یا حلقه های مفقوده زنجیره ارزش صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل کدام ها می باشند؟
3- نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدهای صنایع فرآوری سیب زمینی در استان اردبیل كدامند؟
4- استراتژی های لازم برای بهبود وضعیت صنایع فرآوری سیب زمینی در استان اردبیل، کدام استراتژی ها می باشد؟
1-6- کارکردهای تحقیق
همانطوری که اشاره شد با توجه به مزیت های استان اردبیل در زمینه تولید محصول سیب زمینی و با عنایت به برنامه پنج ساله توسعه استان، این تحقیق جهت ساماندهی سیب زمینی تولیدی استان، ایجاد و توسعه صنایع فرآوری آن کمک شایانی خواهد نمود بطوریکه با بررسی این تحلیل می توان:
1- طرح های تولیدی مورد نیاز در بخش صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
2- ارائه برنامه های عملی توسعه صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
3- طرح های پشتیبانی مورد نیاز صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
4- برنامه توسعه منابع انسانی در بخش صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
5- برنامه بهبود تکنولوژی صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
6- سایر برنامه های عملی مورد نیاز در بخش صنایع فرآوری سیب زمینی استان اردبیل
را بصورت جامع تهیه نموده و جهت استفاده سرمایه گذاران، مسئولان و... بعنوان چراغ راهنما در تدوین سیاست های استانی و کشوری لحاظ نمود .
خلاصه فصل اول
شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدات در یک صنعت چراغ راهنمای تمام فعالان ( برنامه ریزان، تولید گنندگان، سرمایه گذاران و...) در آن صنعت می باشد. تحلیل زنجیره ارزش که توسط مایکل پورتر ارائه شده است یکی از بهترین روش هایی است که برای شناسایی این نقاط و به طبع آن تشخیص مزیت رقابتی یک صنعت با توجه به توان جوانب (محیط) ابداع شده است و یک نوع استراتژی می باشد که با تشخیص این نقاط راهکارهای عملی و کاربردی در بالا بردن این مزیت های رقابتی ارائه می شود.
تمام شرکت ها یا بنگاههایی که در یک صنعت مشغول بکار می باشند دارای یک زنجیره ارزش می باشند که شامل فعالیت هایی است که ازشناسایی طرح ها توجیه دار، شروع شده و ضمن تبیین راهها و روش های بهینه ایجاد یک واحد، بدست آوردن مواد اولیه، تکنولوژی تولید، سیستم توزیع، ارائه خدمات و ... به مصرف کننده می رسد و با برطرف نمودن نیازهای مصرف کننده در نهایت رضایت اورا موجب می شود. آقای پورتر این فعالیت ها را به دو دسته فعالیتهای اساسی و کلی یعنی فعالیت های اصلی و فعالیت های پشتیبانی تقسیم می کند و تحلیل هریک از آنها به نتایج جالب و قابل تاملی می رسد که می تواند برای سیاست گذاران، تولیدکنندگان و ... قابل بهره برداری باشد .
v دراین تحقیق در هر جا از عنوان صنعت یا صنایع استفاده شده است منظور صنایع فرآوری سیب زمینی در استان اردبیل می باشد.
[1]Primary Activities
[2] Support Activities
[3]Value
[4] Customer
[5]Mills
[6]Value
[7]Macroeconomics
[8]Cash
[9]Operating Profit
[10]Primary Activities
[11] Value-added
[12] Inbound Logistics
[13] Operations
[14] Outbound Logistics
[15] Marketing and Sales
[16] Service
[17] Support Activities
[18] Overhead
[19] Technology Development
[20] Human Resource Management
[21] Infrastructure
[22] Porofit Margin
[23] Net Sales
[24]Supply Chain
[1]Micheal E. Porter
[2]Cost Analysis
[3]Value Chain Analysis
[4] Distinctive Competence
هدف از این وبلاگ تبادل اطلاعات و ارائه مطالب کاربردی و عملی در زمینه مهندسی صنایع ، کنترل پروژه ، مباحث مدیریتی و ... می باشد